مجتمع اصلاحی جمعیت اسلامی افغانستان

مجتمع اصلاحی جمعیت اسلامی افغانستان

بسم الله الرحمن الرحیم

در این جای شک و تردید نیست که هر جریان سیاسی زمانی می‌تواند در میان مردم از جایگاه ویژه‌ی برخوردار شود که چون طبیب حاذق نبض جامعه را در دست داشته باشد و به خواسته‌های فطری جامعه و مردم و مقتضیات زمان پاسخ مثبت ارائه بدارد و در یک چشم‌انداز واضح و روشن تحولات جامعۀ خود را بر مبنای واقعیت‌های عینی و ملموس تعریف نماید. هرگاه جریان سیاسیی همگام با تغییرات و تحولات جامعه از لحاظ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به پیش نرود و در این تحولات نقش سازنده، راهگشا و راهبردی نداشته باشد و زمان را درست مدیریت نکند، جامعه هیچگاهی منتظر چنین جریان‌ها نخواهد ماند و مسیر خود را به سوی پویایی و تحول دنبال خواهد نمود.
سازمان‌ها، نهادها و تشکیلات سیاسی در سرعت بخشیدن چرخ زندگی در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در خلال یک قرن پسین تأثیرات شگرف و عمیقی داشته اند. روند زندگی انسان روزگار مدرنیته پیوند ناگسستنی و عمیقی با کارهای سیاسی و فرهنگی دارد که این همبستگی و پیوستگی و تشریک مساعی در محور تشکیلات منظم، جوامع انسانی را جهت رسیدن به زندگی بهتر و سامانمند رهنمون گردیده است.
امروز در جهان معاصر احزاب سیاسی نقش تعیین کننده در ثباب و استقرار کشورهای متمدن و پیشرفته دارند. احزاب اند که در رقابت‌های نرم و سالم اجتماعی و فرهنگی موجب تحولات و پیشرفت‌های بزرگ اقتصادی گردیده و با این رقابت سازنده و سالم همگام با روند توسعه به پیش می شتابند. آنهایی که از کاروان ترقی و تمدن عقب افتاده اند تلاش دارند تا راه صدساله را یک شبه طی کنند و در این تنافس و رقابت توأم با ترس، نگرانی، حیرانی و دلهره از مودل‌ها، الگوها و گونه‌های متفاوتی به عنوان ابزار و وسایل نیل به این اهداف انسانی استفاده می‌کنند.
انتخاب مودل‌های کهنه، ناکارا و غیر مؤثر که با روند زندگی کشور های فقیر و جهان سوم همخوانی و سازگاری چندانی نداشته گاهی توسط سازمان ها و شخصیت‌های مسلط و مستبد باعث انقطاب‌ها، تشنجات و انقلاب‌ها گردیده است که ملت‌ها و کشورها را برای چندین دهه از روند عادی و طبیعی پیشرفت و ترقی بازداشته است.
چون در اثر این انقلاب‌ها نیروی جوان، تحصیل یافته و متخصص یا به سلول‌های زندان و جوخه‌های دار رفته اند و یا مجبور به مهاجرت و ترک وطن گردیده اند که میتوان از نمونه های بارز آن در چند دهه قبل از افغانستان و در عصر کنونی از کشورهای خاورمیانه نام برد.
یکی از عوامل مهم عدم پیشرفت و ترقی کشورهای اسلامی موجودیت نظام های استبدادی و جلوگیری از گسترش فعالیت های فکری و حزبی است که با به گروگان گرفتن مردم در چنبره‌ی نظام‌های فردمحور و دکتاتور ملت‌ها مجال تحرک و فعالیت‌های مدنی در عرصه‌های توسعه و تربیه فکری را کمتر به دست می‌آورند. سرکوب و به زندان کشیدن شخصیت‌های با نفوذ و موثر علمی و فرهنگی میان ملت‌ها و دولت‌ها فاصله ایجاد نموده دولت‌ها در یک بیگانه‌گی و بی باوری به ملت‌های خویش ناگزیر با وابستگی و اتکا بر بیگانگان، نیروی جمعی یک کشور را مصرف تنازع بقا می‌کنند.
اما کشورهایِ که بر محور مردم چرخیده اند برای ملت سازی گام‌های بلند و موثری برداشته اند، پلکان زندگی مادی و اجتماعی را یکی پی دیگری به درستی پیموده به قله‌های پیشرفت و ترقی و دانش بشری رسیده اند که در قالب اتحادیه های بزرگ، کنوانسیون‌ها و پیمان‌ها زندگی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خویش را تنظیم و رونق بیشتر بخشیده در رفاه و آسایش به سر می‌برند.
جمعیت اسلامی به عنوان سازمان و حزب ملی و مردمی که دست کم نیم قرن در صحنه های داغ مبارزات فکری، فرهنگی، سیاسی و نظامی خاصتاً در مقابل تجاوز ارتش سرخ حضور فعال و گسترده در سراسر کشور داشته با اطمنان می‌توان گفت که هیچ حزب و سازمانی به این گستردگی، شمولیت و مداومت بلاانقطاع در دفع و طرد تجاوزهای بیگانگان حضور فعال و همه جانبه نداشته است. بهترین فرزندانش را چه در رویاروی با روس‌ها و رژیم دست نشاندۀ آنها و چه در توطئه‌های حلقات وابسته به بیگانگان شهید داده است که وجود هریکی آنها مایۀ افتخار و مباهات است.
تاریخ شاهد و گواه خواهد بود که استقلال و آزادی کشور مرهون عرقریزی و تلاش‌های رهبر خردمند جهاد و مقاومت، شهید صلح (رهبر جمعیت اسلامی) و پیکارهای بی دریغ پارتیزان پرتلاش قهرمان ملی کشور که هردو در راه آزادی، بقا، پویایِ و پایایِ کشور جان های شیرین شان را قربان کردند و هزارها شهید نام‌آور و گمنام دیگر که در بستر فکری و تربیتی این حزب رشد کردند می‌باشد.
با درک شرایط و اوضاع جاری در افغانستان که فرهنگ های متفاوت و گونه‌گون وارد کشور ما گردیده است بی‌تفاوتی سران جمعیت اسلامی در قبال تربیۀ نسل جوان و رها کردن ایشان به حالت خود قابل تأمل و نگرانیست که این بی‌تفاوتی و لامبالاتی باعث گردیده تا جوانان ما شکار گروپ‌های تندرو و افراطی گردند و یا گذشتۀ روشن مبارزات، شهادت و شهامت‌های پدران و اجدادشان را که در راه استقلال میهن شرافتمندانه رزمیده و کشور را از اشغال متجاوزین نجات داده اند از یاد ببرند.
انتخابات که یکی از بحث های داغ سیاسی و موضوع سرنوشت ساز برای استقرار کشور و داشتن دولت مشروع و مقتدر در فرایند ملت سازی، صلح و ثبات دایمی می‌باشد هیچگاهی به عنوان یک گفتمان مورد توجه جمعی سران جمعیت اسلامی قرار نگرفته از آدرس‌های متفرق و شخصیت های مطرح در این حزب با آن برخورد شخصی و سلیقۀ صورت گرفته است. این گونه تصمیم گیری‌ها جمعیت اسلامی را فاقد محوریت جمعی معرفی نموده که ضربه ایست به کیان و شخصیت جمعیت اسلامی و سران آن.
با آنچه گفته آمد کفۀ کارهای فکری و فرهنگی جمعیت اسلامی کم وزن و گاهی خالی بوده که این بی موازنه‌گی و عدم اعتدال در کارهای سازمانی باعث عدم هماهنگی و انسجام آن گردیده محورهای متفاوت قدرت در درون حزب را فربه‌تر، اصول گرایی، تعهد و کار جمعی را ضعیف و کم رنگ کرده است.
بناءً جا دارد که ما به عنوان ملت واحد و یکپارچه در جغرافیایِ بنام افغانستان در فضای نسبتاً مناسب پیش آمده برای بسیج ملی و باهمی و ملت‌ سازی و کارهای گسترده‌ی فکری و فرهنگی مبتنی بر اصول وضع شده در اساسنامۀ این حزب گام‌های ارزشمندی را برداریم و دَین مردمی، میهنی و دینی خود را ادا کنیم که بی تردید این کار بزرگ بدون داشتن حزب سیاسی و فعالیت در چوکات تعریف شدۀ آن حزب که ما را به تعهد و تحرک در قبال اهداف مان وامی‌دارد امکان پذیر نیست.
جمعیت اسلامی افغانستان به مثابۀ یک جریان فکری و سیاسی در آغازین روزهای تأسیسش بر مبنای اهداف عالی انسانی و اسلامی، خواست اقشار و طیف‌هایی مختلف را منسجم سازد و در مقابل غول تبلیغات و تفکر وارداتی مارکسیستی به درستی درخشید و در آن مبارزۀ بی‌امان به عنوان تفکر برتر و قابل قبول برای ملت مسلمان و مجاهد افغانستان در رهبری این ملت قرار گرفت و با فراخوان و نفیر عام در مقابل نظام کمونیستی و اشغال اتحاد شوروی وقت در سراسر کشور جبهاتی نیرومند و قوی را ایجاد نموده و ملت به این داعیه لبیک گفته به سنگرهای داغ مبارزه و جهاد شتافتند که با گذشت هر روز جبهات جمعیت اسلامی قوی‌تر و منظم‌تر می‌شد، البته این به معنای انکار وجود سازمان‌ها و احزاب و جهادگران و مبارزان دیگر نیست، اما این یک واقعیت است که جمعیت اسلامی در آزادی کشور و سقوط نظام کمونیستی نقش بارز، کلیدی و محوری داشت. صرف نظر از حوادث ناگوار بعد از پیروزی مجاهدین و تحلیل علل و عوامل آن‌ها می‌توان گفت جمعیت اسلامی به عنوان متصدی دولت بعد از پیروزی مجاهدین به کارهای حزبی ترکیز لازم ننمود، چون مشغول مقاومت و دفاع در برابر جنگ‌های نیابتی از جانب حلقات وابسته به بیگانگان بود.
بعد از به وجود آمدن گروه طالبان و سقوط کابل به دست آنان مجالی برای کارهای فکری و حزبی باقی نماند و فعالیت‌های جمعیت اسلامی بیشترینه خلاصه می‌شد در بسیج مردم در مقابل طالبان و دفاع از استقلال کشور و تمامیت ارضی آن. البته قابل ذکر است که شهادت قهرمان ملی در آن برهۀ حساس و سرنوشت ساز زخم خونین دیگر بر پیکر خون آلود و مجروح جمعیت اسلامی بود که در بدترین شرایط وارد گردید. شهادت آمر صاحب از یک سو و اوضاع متغیر جهان با حمله بر برج‌های تجارت جهانی در امریکا و شرایط غیرقابل پیش‌بینی با آمدن جامعۀ جهانی به رهبری امریکا به افغانستان صفحۀ جدید و فصل دیگر از حیات سیاسی و اجتماعی جمعیت را تشکیل می‌دهد، که این بار هم جمعیت اسلامی در آن قربانی شد.
برنامه های دایاک و دی دی آر که خلع سلاح مجاهدین بود بیشتر متوجه جبهات و مناطق تحت تصرف جمعیت اسلامی گردید که بدون در نظرداشت رهبری جمعیت اسلامی صورت می‌گرفت و سخت آزار دهنده بود، جریان به سوی نهادینه کردن و معاملات کوچک به پیش می‌رفت در این مرحله نیز هم و غم برخی از اعضای برجستۀ جمعیت را دولت و مشغولیت در آن تشکیل می‌داد که کمتر به امور سازمانی می‌پرداختند و یا آن را اصلاً ضروری نمی‌پنداشتند. تا زمانی که رهبر فرزانه و خردمند جهاد و مقاومت، رهبر جمعیت اسلامی افغانستان استاد شهید در قید حیات بودند بیشترینه اعضای جمعیت که خارج از دولت بودند چشم به ایشان دوخته بودند تا چه هدایت می‌دهند، با درک واقع بینانه از اوضاع و احوال متغیر افغانستان دیگر وقت آن رسیده بود که جمعیت با شیوه ها و شگردهای جدید و برنامه‌های سازنده احیا و بازسازی شود به همین ملحوظ استاد شهید چند ماه قبل از شهادتش لیستی را از نخبگان و اعضای برجستۀ جمعیت که حاوی ۱۱۰ نفر بود به عنوان کمیسیون تدارک مجمع عمومی جمعیت اسلامی تعین و معرفی نمود و همه اعضای جمعیت بالاتفاق آن را پذیرفتند.
کمیسیون تدارک مشغول ترتیبات مجمع عمومی بود که با کمال تأسف استاد شهید شدند و این مأمول براورده نشد و چندی قبل تصمیم بر این شد که کنگره دایر گردد در اکثر ولایات انتخابات صورت گرفت تا اعضا معرفی گردند، اما روی دلایل نامعلوم این روند دوباره به تعویق افتید.
به تمام اعضای جمعیت اسلامی افغانستان معلوم و هویداست که این حزب از آغاز تأسیس به اساس معیارهای پذیرفته شده که در مرام نامه و اساسنامه تذکر رفته است خود را پایبند و ملتزم می‌داند، خاصتاً در این اواخر اساس‌نامه و مرام‌نامه توسط کمیسیون تدارک مجمع عمومی بازنگری و بر غنامندی آن افزوده شده است بناءً ما به عنوان کسانی که به این سازمان بیعت نموده‌ایم، بیعت را امر شرعی دانسته تخلف از آن را گناه و عدم تعهد و عمل نکردن به اساسات پذیرفتۀ آن در اساس نامه را غدر و خیانت به این جریان فکری می‌دانیم. هر عمل مخالف اصول و پرنسیپ چه از اعضای شورای رهبری، و کمیسیون برگزار کننده گان مجمع عمومی و یا اعضای جمعیت صورت گیرد مخالف روح تعالیم و اهداف والای این سازمان که بن‌مایه و آبشخور آن ریشه در تعالیم دینی و هویت تاریخی ما دارد می‌دانیم. بناءً ما از همه کسانی که بخواهند به طور انفرادی و بدون نظرداشت اساسنامه و مرامنامۀ جمعیت کارهایِ را از آدرس جمعیت اسلامی انجام دهند، می‌خواهیم تا جمعیت اسلامی را که یک حزب فراگیر، همه شمول و دارای تاریخ و هویت فکری و سیاسی است دچار تشتت و پراکنده‌گی نکنند. ما با وجودیکه از وضعیت پیش آمده رنج می‌بریم مصمم بر آنیم تا جلو نارضایتی ها، پراکندگی ها را به مثابۀ اعضای دل سوز بگیریم و همه را به خویشتن داری و پرهیز از فعالیت های پراکنده و فرد محور به سوی یک چتر بزرگ و جمعیت محور دعوت نماییم. ما خود را متعهد می‌دانیم تا غرض برآورده شدن این مأمول تلاش و مساعی همه جانبه به خرج بدهیم و به راهکارهای منطقی، معقول و عملی که باعث نگرانی هیچ فرد و شخصیتی در جمعیت اسلامی نگردد. کار، تلاش و پیکار نماییم و در این راه با استفاده از شیوه‌های معقول جهت یک پارچگی و بالندگی جمعیت اسلامی حرکت خواهیم نمود.

هدف و مرام
۱- بازسازی و احیای ساختار سازمانی جمعیت اسلامی افغانستان؛
۲۲- هم آهنگ ساختن فعالیت های جریان‌های پراکنده‌ی داخلی جمعیت و رهنمونی آن به اتخاذ یک استراتیژی فراگیر، ملی و اسلامی؛
۳۳- جلوگیری از اختلافات سلیقه‌ای فردی و فعالیت‌های انفرادی و دسته‌ای که باعث فروپاشی نظم تشکیلاتی جمعیت اسلامی میگردد؛
۴- توسعه‌ی روابط میان سایر افراد،اعضای متعهد و فعالین جمعیت اسلا می افغانستان؛
۵- حمایت از فعالیت‌های سازمانی در چارچوب اساسنامه جمعیت اسلامی افغانستان؛
۶۶- تدویر عاجل مجمع عمومی جهت انتخاب اعضای شورای رهبری و نهادهای انتخابی جمعیت اسلامی افغانستان؛
۷۷- تعیین مقدار حق العضویت اعضای جمعیت اسلای برای پیشبرد فعالیت های هدفمندانه ی آن در سراسر افغانستان.

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *