ضرورت باز سازی جمعیت اسلامی حفظ ورشد جمعیت با ساختار کهنه وسنتی آن دشوار است پس این حزب باید به پدیدۀ قابل تطبیق در شرائط کنونی تبدیل شود .جمعیتی که در شرائط جنگ وجهاد رشد کرد،در میدانهای تعامل وسیاست پایش لنگید بناءٌ به باز سازی اساسی نیاز دارد..

ضرورت باز سازی جمعیت اسلامی حفظ ورشد جمعیت با ساختار کهنه وسنتی آن دشوار است پس این حزب باید به پدیدۀ قابل تطبیق در شرائط کنونی تبدیل شود .جمعیتی که در شرائط جنگ وجهاد رشد کرد،در میدانهای تعامل وسیاست پایش لنگید بناءٌ به باز سازی اساسی نیاز دارد..

نویسنده عبدالقدیر ( اعلم )

بعد از شهادت رهبر: أعضای جمعیت اسلامی  افغانستان شبیه حلقه های زنگ زده یک زنجیر ما شین از کار مانده در حال سگلیدن است.که به آرایش وپیوند مجدد نیاز شدید دارند بر گزاری کنگرۀ جمعیت اسلامی یگانه وسیلۀ است که میتواند زنگار خمود وبی تکلیفی را پاک وپیوند هارا محکمتر سازد.سال هاست که اعضای این حزب پر قدرت وبا سابقه  سال هاست که در انتظار بر گزاری کنگره نشسته اند، در هر فصل بهار سال کمیسیون بنام تدارکات ومسئول بر گزاری کنگره جمعیت اسلامی مانند سبزه های بهاری قد کشید اما قبل از جان گر فتن توسط سر مای خزان بی تفاوتی وبی رهبری توسط این باد  خزانی هر طرف پراگنده شدند . حالا بعد چندین سال به هر انگیزه ودلیل که هست بار دیگر زمزمه بر گزاری کنگره بر زبانها افتاده گو اینکه ضرورت بر گزاری کنگره  بخاطر انتخاب رهبر وهیئت رهبری وشورائی عالی واجرا ئیه با تدوین اساسنانه ، مرامنامه تشکیلات ونظام نامه داخلی  بیشتر از هر زمان دیگر حاد وجدی شده است.واینکه وارثین جمعیت اسلامی چگونه میتوانند در جهت پر کردن این خلاء بزرگ گام دارند به فراست سیاسی  وبرداشت شان از  یک حزب فراگیر ملی که در فراز وفرود های سیاسی کشور خیلی ها پخته شده ارتباط دارد که شاید در بر گزاری کنگره بیشتر تبلور یابد. از آنجائیکه جمعیت اسلامی نیز یک تشکیل سیاسی ویا یک حزب پر سابقه وبا تجربه است باید کمی به ویژ گی های یک حزب هم تماس بگیریم ونظر خودرا در مورد یک حزب پویا متحرک ومبتکر  ومؤفق بیان نمائیم.

هدف از ظهور أحزاب سیاسی ترسیم اهداف وخواست های اعضا بخاطر قالب بندی یک نظام سیاسی ایده آل است تا از طریق تمثیل آرائی عمومی شکل گیرد. احزاب سیاسی در نظام حقوقی وسیاسی کشور ها نقش یک بازی گر فعال را ایفا کنند. یک حزب سیاسی به مفهوم واقعی آن دارائی بر نامه ها وپلانهای مشخص سیاسی ،اجتماعی ،امنیتی واقتصادی  بخاطر اداره یک کشور ادعای موجودیت میکند .این بر نامه ها روح سیاستش را تشکیل داده وأعضایش را به همان سمت وسو استقامت میدهد.درین نوشته به برخی شاخص ها وخصوصیات بر جسته یک حزب سیاسی اشاره میکنیم تا بتوانیم حزب سیاسی خودرا در بین آن در یا بیم. از آنجچا ئیکه جمعیت اسلامی در شرائط بحران بیشتر در خارج از کشور رشد کرد  دارا ئی  ویژگیها ی مربوط به شرائط آن زمان بوده که بایست در اینده کاملا متفاوت از گذشته باشد. جستجو ، کشف ، جذب ورشد استعداد ها وظیفه اساسی یک حزب سیاسی است.

ویژه گی های یک حزب سیاسی مؤفق :

شاخص اول: ضوابط تشکیلاتی

یک حزب سیاسی با داشتن یک رهبر منتخت توسط شورائی عالی ویا یک کنگره آهداف ومرام خیلی جذاب ومورد نیاز ارائه میدهد تا آرائی مردم را جلب وأعضایش را تا رسیدن به سمت های مهم دولتی مانند پارلمان وپست های حکومتی ونهاد های غیر دولتی بسیج مینماید.جمعیت اسلامی افغانستان بمثابه یک حزب اثر گزار وپر قدرت مارا تا حکومت هم رسانید واینکه ما نتوانستیم حکومت را اداره کنیم باید از گذشته بیاموزیم ودا شتن تشکیلات سیاسی منظم ومردم محور را در صدر بر نامه های خود قرار دهیم.  

با آنکه جمعیت اسلامی افغانستان یک حزب وسیع وفراگیر ملیست اما نیاز به تغییرات بنیادی دارد . در صورت ممکن تغییر در نام ، اصلاح اساسنامه ، ساختار تشکیلات جدید نشانی کردن کدر های جدید ونخبه. وگر فتن میثاق مجدد از کسا نیکه درین سال ها بنوع در تشکیلات غیر از جمعیت اسلامی فعالیت کرده اند در آستانه بر گزاری کنگرۀ  من حیث اولویت ها در دست اجرا قرار داده شود. یعنی چهره های شناخته شده وپر سابقه فرصت جای گزینی به جوانان را بدهند وچون پدر مهربان با جوانان بر خورد کنند.

درین نوشته  ضمن پیشنهاد بر گزاری کنگره جمعیت اسلامی افغانستان به جزئیات  اشاره میکنم که  حین بر گزاری کنگره جمعیت اسلامی مورد توجه قرار گیرد.

۱- سا ما ن بخشیدن به به هیئت رهبری و ساختار تشکیلاتی جمعیت وهم  تعین تکلیف کسا نیکه هم جمعیتی اند وهم رهبر حزب شخصی خود. (شتر مرغ ها)

۲- ایجاد یک محور مطمئن وهمه شمول برای همه أعضای جمعیت.از همه ولایات.

۳- تجدید اساسنامه جمعیت طورفشرده وقانون مدار (همان انضباط تشکیلاتی).

۴- تعمیم ریشه های جمعیت  در بین جامعه از طریق گسترش معرفت و فهم سیاسی.

۵- ترسیم بر نامه جدید بخاطر اداره کشور و تربیه جوانان من حیث سر ما یه های با تجربه وسیاستمدار آینده .

۶- جلوگیری از رسوبات زنگاری دولتها وتحمیل ارادۀ شخصیت های خود محور در درون جمعیت.

۷- شفافیت در حساب دهی وطرح پلان إقتصادی برای تقویه بنیه مالی جمعیت.

۸- ارج گذاری به شایسته سالاری در داخل وخارج از جمعیت.یعنی شخصیت های شایسته خارج از تنظیم نیز از طرف جمعیت تأئید شود.

۹- برداشتن شبهات قوم گرائی وسمت پرستی ازسیمای این حزب سیاسی.

۱۰- رشد وتقویت فر هنگ عالی تفاهم، تحمل ومشارکت در راستای أصل پلورالسم قومی  مذهبی وایدیولوژیک.

۱۱- ایجاد سیستم وپروگرام جدید جهت ثبت نام مجدد تمام اعضای جمعیت اسلامی  افغانستان در فورمه های تنظیم شده در سایت انتر نتی .

۱۲- تعین حد اقل حق العضویت  برای تمام  اعضا حین ثبت نام در فورمه ها.

۱۳-  دادن روحیه ابتکار به اعضا جهت پویا بودن ومتحرک بودن وفعال بودن همه روزه ودر همه عرصه ها ..

۱۴ –تلاش وجستجو بخاطر کشف ، جذب ورشد استعداد ها  بخاطر ساختن آینده عاری از ظلم وبیعدالتی در پرتو نظام عدل الهی.

۱۵_ عدم استفاده از واژه های هژمونستی استکباری، چون منشور ملل متحد وحقوق بشر .دمئکراسی وغیره بخاطر مدر نیته سازی ریا کارانه.

۲آسیب شناسی

جمعیت اسلامی باید به آسیب های متوجه شود که باعث ضعف وناتوانی جمعیت میگردد.ما باید نیاز اول جمعیت را درک کنیم که با شهادت استاد بر هان الدین ربانی کدام خلاء باید اول پر شود.

ما چگونه میتوانیم یک محور  مطمئن وفراگیرایجاد کنیم تا خلاء رهبریت  پر شود.. آیا در شرائط فعلی یک فرد میتواند این کمبودی را جبران کند؟ ویا یک مجموعه هم اهنگ ومتعهد به آرمان واحد من حیث مرجع تضمیم گیر وهدایت کننده این خلاء را پر خواهد کرد.ما نباید فراموش کنیم ویا ازین واقعیت طرفه رویم که برخی از شخصیت های مؤثر با کفایت ونامدار جمعیت اسلامی از اثر تبلیغات زهر آگین حریفان بنام سمت وقوم قسما ترور شخصیت شده اند طوریکه محور برای همه أعضای جمعیت شده نمیتوانند واندکترین کم توجهی درین خصوص زیانهای جبران نا پذیر را نصیب جمعیت میسازد.

۳- نگاه نو. تشخیص وتثبیت شخصیت های با استعداد ومبتکر از نسل دوم وسوم باید من حیث نگاه نو به واقعیت ها اثر خودرا در ساخت وساز جمعیت داشته باشد، مسلما حرکت در راستای روش های فرسوده ومتحد المال واحترام چند فرد مشخص به یکدیگر  فاتحه جمعبت را خواهد خواند. تکیه بر نیرو ها وعناصر نسل دوم جمعیت که در کوره های داغ مبارزه ذوب وآب دیده شده اند وسر مایه گزاری بر جوانان بیدار وبا دانش ومتعهد که همچنان استوار وثابت  باقی مانده مانده اند در همگامی با شخصیت های مجرب این حزب خیلی با ارزش است.

۴ پاک کردن غبار سمت گرائی از چهرۀ جمعیت بر داشتن سوء تفاهم گرایشات سمتی از دوش جمعیت به خلاقیت وابتکارجدی نیاز دارد وروی این مسئله تا حدی جبران یک فاجعه باید دقت صورت گیرد البته رفع این نقیصه قربانی وایثار وگذشت میخواهد.اگر جمعیت اسلامی را من حیث تشکل تنومند حامل اندیشه وپیام فکر کنیم در آنصورت افغانستان شمولی آن کار سادۀ است واگر نگاه ما به آن بمثابه یک متاع باشد که از نزدیک به نزدیک منتقل میگردد طبعا وارث آن اقارب ونزدیکان خواهد بود بهتر است با عث مزاحمت سائرین نشویم. شعاع کار بردی متاع  مادی کم است واین اندیشه است که جهان را احتوا میکند.

۵-أهداف  یک حزب مؤفق:

هدف از تشکیل یک حزب  جذب وتر بیه استعداد ها ورساندن ا مجموعه هدفمند ونخبه به قدرت است تا ازین طریق بتوانند برای مردم خود خدمت کنند.یعنی قدرت هدف نیست بلکه وسیله است در جهت خدمتگذاری به دیگران.پس دید ونگاه هرکس نسبت به آهداف حزب شخصیت آنرا نیز به معرفی میگیرد.کسانیکه قدرت را وسیله خدمتگذاری می پندارند همیشه ثابت وپایدار اند واما گروهیکه تنها به قدرت می اندیشد همیشه دچار انشعاب واضطراب  بوده هر مرجعیکه به ایشان چراغ سبز قدرت را نشان داد به آن پناه می برند.

۶-تشکیلات انضباطی.
تشکیلات در یک حزب سیاسی حیثیت قالب و کالبد را دارد وهدف چون روح بیدار ومتحرک در کالبد جهش وتپش می آفریند ، بناءً تشکیل بدون هدف مقدس شبیه کالبد بی روح است. قبل از اينكه شكل و قالب تشكيلات را مورد بحث ودقت قرار دهیم باید به هدف آن من حیث روح  مقدس ومتحرک بیاندیشیم.درست است که عدۀ از رسیدن به قدرت لذت می برند وبحکم غریزه طبعی میخواهند رئیس جمهور باشند، وزیر ووکیل شوند وبه شهرت برسند ویا بالای چوکیهای سود آورخمیازه بکشندوباید بدانند که این خصلت از أهداف عالی یک انسان تشکیلاتی وهدفمند نیست.  رسیدن به قدرت از مسیریک حزب متشکل  وهدفمند خیلی مهم است با آنکه  هدف خدمت وایجاد سهولت ورفاه برای بندگان خداست لذا رسیدن بقدرت هم خیلی با ارزش است چون منهای قدرت خدمتگذاری ممکن نیست بناءٌحزب بدون قدرت را بهتر است در سینه سرد قبرستان دفن کرد.!

۷-امتیازات حقوقی 

یک تشکل سیاسی که  با داشتن اساسنامه  مرام واهداف روشن وبر نامه های سیاسی اقتصادی وامنیتی نام حزب سیاسی را بخود میگیرد که از طرف نهاد خاص دولت  مستحق کمک مالی بنام سا بسایدی نیز میگردد چون احزاب دولت را در امر توسعه مردم سالاری کمک میکند. بناءٌ یک حزب باید در حسابدهی در برابر أعضایش شفا ف عمل کند و از لحاظ  ساختار وتشکیل طور مستمر ودوامدار موجود بوده علاوه از مرکزیت  سیاسی دارائی شعبات ولایتی نیز باشد.

۸-جایگاه أحزاب سیاسی در افغانستان.

أحزاب سیاسی وسیله ای برای رشد دموکراسی وجامعه مدنی است اما سیستم ریاستی در نظام سیاسی افغانستان حرکت أحزاب را بسوی آیندۀ اثر گزار به دشوار های گوناگون مواجه ساخته است.با آنکه قانون اساسی حکومت را حامی دموکراسی وارزشهای مدنی معرفی نموده ودرین راستا قوانین جدا گانه بنام قانون أحزاب وقانون رسانه ها ونهاد های دموکراتیک مدنی وغیره تدوین وتوشیح شده است اما گاهی هم این شعار ها در افغانستان جا باز نکرده است.جایگاه متناسب احزاب در پارلمان وساختار نظام مفهوم واقعی موجودیت احزاب را تمثیل میکند.اما  رئیس جمهور ها بحکم سیستم ریاستی هم بر نهاد های ذحکومتی وهم نهاد های مدنی اعمال حاکمیت میکنند.

نه حکومت وقوانین موضوعه برای رشد أحزاب سیاسی وقعی گذاشته ونه هم مردم از نام أحزاب سیاسی خاطرۀ خوشی دارند.در کشور هائیکه به دموکراسی می اندیشند تشکیل أحزاب سیاسی ونقش  تناسبی ایشان را در نظام خیلی با ارزش دانشته وبرای هر حزب به تناسب نفوذ آن در جامعه از طرف حکومت سوسبسیدی وصلاحیت داده میشود اما در افغانستان رهبران أحزاب یک نفری و ملیونی یکجا در یک میز مدور می نشینند وادعای ملی بودن ومردمی بودن دارد..همین حالا ده ها حزب سیاسی در وزارت عدلیه ثبت است وبرخی ازین أحزاب به اندازه شمارۀ أهداف شان که در کاغذ سیه کرده اند عضو ندارند.وبرخی هم تنها در مراکز آموزشی وجامعه روشنفکری جا باز کرده ودر بین عام مردم نام شان گرفته نمیشود.یک حزب بخاطر آن تشکیل میشود تا شعاع موجودیت وتناسب صلاحیت خودرا در قانون گزاری وإجرأات دولتی احساس کند اما در افغانستان چنین تصوری عملی نیست همین است که انسان بر ضرورت تشکیل أحزاب شک میکند.(یا هو) هر حزبیکه در دو دور انتخابات فیصدی مشخصی  از کرسی های پارلمان وسنا را بدست نیاورد باید بطور اتومات از لست احزاب سیاسی حذف شود

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *